X
تبلیغات
رایتل

  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 27 مهر‌ماه سال 1384 در ساعت 22:06
                     



من تو رو میپرستم        

زیر بارون راه نرفتی تا بفهمی من چی میگم

تو ندیدی اون نگاه رو تا بفهمی از کی میگیم

چشمای اون زیر بارون سر پناه امن من بود

سایه بونه دنجه پلکاش جای گم شدن بود

توپرنده بودی من سرو ریشه هام توی زمین بود

اگه اونو دیده بودی با من این شعرو می خوندی

نیمه شب داد میکشیدی نازنین چرا نموندی


حالا زیر چتر بارون بی تو خیسه خیسم!!!!!!!!!!!!!

زیر رگباره گلایه دارم از تو مینویسم

چشمای منتظر به پیچه جاده ! دلهره های دل پاک و ساده

پنجره ی بازو غروب پاییز

نم نم بارون تو خیابون خیس

تو ذهن کوچه های آشنایی  پر شده از پاییز تن طلایی

تو نیستی و وجود م رو گرفته شاخه ی خشک پیچک طلایی

امروز  اینجا بارون میومد  جات خیلی خالیییییییییییییییی  بود

دوستت دارم..دوستت دارم..دوستت دارم..دوستت دارم..دوستت دارم..دوستت دارم..